|
عاشق خدا باش تا معشوق خلق شوی
|
چه ميداني که ميگويي که انسان بودن و ماندن چه سخت است؟
چه رنجي ميکشد آن کس که از احساس سرشار است؟
خیلی راحت بگم آدم نمیدونه تو این مملکت خط قرمز کجاست.راستش چون از اول عمرم عاشق شعر و موسیقی آزاد و رها بودم و اصولاْ هنر رو اینجوری معنی میکنم .وقتی از تلوزیون تصویر خسرو گل سرخی رو دیدم شاخ در آوردم !!! ؟ چون از بچگی تو گوشم خونده بودن این آدما جیزند !!! کمونیستند !! کافرند ! و... ولی وقتی بعد از ۲۸ سال یه دفعه تصاویر سانسور شده ای از اون رو در حالی که در دادگاه بهتر از خیلی ها از مولا علی (ع) و امام حسین (ع) حرف میزد دیدم به خودم تبریک گفتم چرا که من قبل از تلوزیون این چیزا رو برای خودم مجاز کرده بودم.چون چند سالی هست که دیگه تحت تاثیر حرف هیچکس نیستم و ملاکم در همه مسائل سیاسی و اجتماعی دل خودم هست که ازش راضیم .
راستش خیلی از ما از افراد و شخصیت های گوناگون انتظارات درست و معقولی نداریم و کلاْ کسی رو قبول نداریم مگر اینکه با تمام ملاکها و معیارهای ما سازگار باشد. حتی اجازه نفس کشیدن به ساز مخالف رو هم نمیدیم .
افرادی مثل خسرو گل سرخی یا هر کس دیگری قطعاْ بت نیستند - خدا نیستند و البته شیطان هم نیستند و فقط به عنوان یک انسان یک ایده و نظر داردند که ما میتوانیم به آنها احترام بذاریم یا حتی اونها رو دوست داشته با شیم ولی نظرشون رو قبول نکنیم . چون انسان یک موجود چند بعدی است که ما میتوانیم ابعادی از یک انسان رو بپذیریم و ابعادی رو هم نپذیریم .
در پایان باید بگم کار صدا و سیمای ایران خیلی مضحک بود چون با سانسور دادگاه گل سرخی و برداشتن تکه هایی از اون که مطابق میل بعضی هاست به نوعی در امانت خیانت کرد و از خسرو گل سرخی یه شخص دیگه معرفی کرد که هیچ شباهتی به گل سرخی واقعی نداشت . این دادگاه یا باید کامل پخش می شد یا مثل ۲۸ سال پیش اصلاً پخش نمی شد..
یه روز توی یه کشور (که نمیگم ایران ) دو تا شیر وحشی از باغ وحش فرار می کنن. یکیشون رو همون شب دستگیرش می کنن و دومی رو پس از ماهها. وقتی دومی رو دوباره منتقل می کنن به قفس، شیر اولی ازش می پرسه چطور شد که تو رو اینقدر دیر دستگیر کردن؟!
میگه هیچی من زرنگ بازی در آوردم رفتم توی یه اداره دولتی. هر روز برای سیر کردن شکمم یکی از کارمندان رو میخوردم و با این حال هیچ کس متوجه حضور من و عدم حضور کارمندان نمی شد. تا اینکه یه روز غفلت کردم و رفتم آبدارچی رو خوردم. این بود که همه اون روز متوجه عدم حضور آبدارچی شدن و من رو دستگیر کردن:-)
فخرفروش : در اصطلاح به کسی گفته میشود که دوست دارد خود را جزء طبقه خاصی مانند اشراف، روشنفکران، مشاهیر یا هر طبقه خاصی جا بزند؛ فرد فخرفروش تلاشی وافر برای حضور در اجتماعات گروههای فوق دارد، تا با شرح گردهماییهای آنها خود را عضو شاخصی از آنها و فراتر از عامه معرفی کند. مترادفهای دیگر این واژه متکبر، پرنخوت، بادسر، پرافاده، گنددماغ و ظاهرپسند است. برابر اروپایی این واژه snob است. ریشه تاریخی واژه snob بدینگونهاست: این کلمه در اصل در انگلیسی قرن هجدهم، معنی پینه دوز میدادهاست، اما از نیمه قرن توزدهم بواسطه انقلاب صنعتی و تغییروتحولات سریع در میان طبقات اشراف و شکل گیری طبقه متوسط، معنای آن به «طرز فکر کسی اطلاق شد که مردم عامی را تحقیر میکند و اهل تفاخر است، مانند تغییری مشابه آنچه در فارسی بر سر کلمه علاف آمد که از اسم یک شغل تبدیل به صفتی برای اشخاص شد.
تنها تفاوت کسی که زیباست و کسی که جذاب نیست ؛ نوع پیشداوری ماست. هیچ کس روی این کره زشت نیست. مردم تصمیم می گیرند بعضی چیزها را زشت ببینند.
هميشه در جامعه افراد بوالهوسي بوده و هستند که به دنبال مشروع و مطلوب جلوه دادن هوي پرستي خود ؛ با استناد به چند روايت زيبا بهانه اي وکلاهي شرعي برخواسته هاي نفس لجام گسيخته خود دست وپا مي کنند چنان که باعث بي زاري عده اي از تعاليم اسلامي وفريب وگمراهي عده اي ديگر از راه راست مي شوند ...
افرادي که در صدد اند از يک طرف سکه به نفع خود استفاده کنند وان روي ان را مخفي نگه دارند...
حال ايا منصفانه ست که گناه افراد را به پاي اسلام نوشت؟
مذمت شهوت راني وهوي پرستي
((بل اتبع الذين ظلموا اهواءهم بغير علم فمن يهدي من اضل الله وما لهم من ناصرين))روم\29
رسول خدا صلي الله عليه واله :((بدرستي که شيطان گفت :مردمان را با گناه به هلاک کردم وانان با استغفار هلاکم کردند،وقتي وضع را اين گونه يافتم با پيروي از هواي نفس هلاکشان کردم،در ان هنگام انان پنداشتند كه خطايي مرتكب نشده اند پس استغفار نمي كنند)) ميزان الحکمه
امير المونين عليه السلام:((بنده شهوت فرومايه تر وذليل تراز بنده زر است))
روايات تاكيد بر ازدواج دايم
((بدترين شما مجرد هايتان اند!))
((خداوند چهار گروه را از بالاي عرشش لعن کرده وملائکه امين گفته اند کسي که {با وجود توانايي بر ازدواج} جلوي خود را گرفته وازدواج نمي کند…))
((هر کس بتواند ازدواج کند ونکند از ما نيست))
((دو رکعت از متاهل برتر از هفتاد رکعت از مجرد است))
((هر کس ازدواج کند نصف دينش تضمين شده پس در نصف ديگر ان از خدا بترسد وپرهيزگار باشد))